مرضيه محمدزاده
915
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي )
هماى شيرازى ميرزا محمّد على مشهور به رضا قلى خان شيرازى و متخلّص و معروف به « هماى شيرازى » از شاعران قرن سيزدهم هجرى است . وى در شيراز متولّد شد و نزد استادان فن و هنر و ادبيّات به تحصيل پرداخت ، و به محضر اديبان از جمله وصال شيرازى راه يافت . سپس به سلسلهى تصوف پيوسته و در اصفهان رحل اقامت افكند و به تدريس فلسفه و عرفان و فنون ادب پرداخت . هماى شيرازى از معاصران و معاشران رضا قلى خان هدايت صاحب كتاب « مجمع الفصحا » بود . وى در آخر عمر به خلوت و تهجّد گراييد و به سال 1290 هجرى زندگى را بدرود گفت . ديوانش در دو مجلد چاپ شده است . « 1 » - * - تركيببند : ماه محرم آمد و گشتند سوگوار * از زير فرش تا زبر عرش كردگار چه حور ، چه فرشته و چه آدم ، چه اهرمن * چه مه ، چه آفتاب و چه گردون ، چه روزگار بر هر كه بنگرى به گريبان نهاده سر * بر هر چه بگذرى به مصيبت نشسته زار از ذرّه تا به مهر همه گشته نوحهگر * از خاك تا سپهر همه گشته سوگوار هر قمريى به مرثيه خوانى به بوستان * هر بلبلى به نوحهسرايى به شاخسار نزديك شد كه شعلهى آه جهانيان * در نيلگون خيام فلك افكند شرار ماه محرّم است كه در دهر شد عيان * يا صبح محشر است كه گرديده آشكار روز قيامت ار نبود از چه خلق را * بينم كبود جامه و گريان و بيقرار ؟ جانم گداخت از غم جانسوز اهل بيت * آبى بر آتشم بزن اى چشم اشكبار اين آتش نهفته كه اندر دل من است * ترسم جهان بسوزد اگر گردد آشكار از گريهى من است بگريد اگر سحاب * از نالهى من است بنالد اگر هزار چون نيست هيچ كس كه بود غمگسار دل * اندوه دل بس است مرا يار و غمگسار زين پس من و دو ديدهى خونبار خويشتن و ان نالههاى نيمهشب زار خويشتن چشمى كه در عزاى حسين اشكبار نيست * ايمن ز هول محشر و روز شمار نيست دور از لقاى رحمت پروردگار هست * هر ديدهاى كه در غم او اشكبار نيست كار من است گريهى جانسوز هر سحر * بهتر ز گريهى سحرى هيچ كار نيست وقتى به دست آرم اگر آب خوشگوار * چون ياد او كنم دگرم خوشگوار نيست در حيرتم كه از چه ز مقراض « 2 » آه من * از هم گسسته رشتهى ليل و نهار نيست
--> ( 1 ) - ديوان هماى شيرازى مقدمه با تلخيص . فرهنگ شاعران زبان پارسى . ( 2 ) - مقراض : قيچى .